صائن الدين على بن تركه
286
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
و لطيفترين اين ، جوهر بخارى است كه از ممر نفس ظاهر مىشود و صورت حروف و كلمات مىپذيرد كه او جوهرى واحد است كه از باطن متنفس بيرون آيد و ليكن در وقت بيرون آمدن صورت كثيره مىگيرد و به حسب هر صورتى كه مىگيرد معنىيى مستقل دارد و خاصيتى جدا مىدهد ، و اين كثرت اشكال و صور كه پيدا شده هيچ در آن وحدت اصلى كه اين جوهر هوايى را بود ، خلل نمىآرد بلكه آن بخار نفسى به وحدت خود است و اگرچه اين همه كثرت حروف و كلمات متنوع صورت او است . هرگاه كه اين مقدمه روشن شد ببايد دانست كه : ابر تنك عبارت از آن بخار لطيف است كه مخلوقات يكسر صورت او مىشود همچنانچه در مرتبهء انفس بعينه معلوم كردى و اين مرتبه را به زبان اصطلاح محققان صوفيه نفس رحمانى مىخوانند . همچنانچه نفس انسان ، بخارى لطيف است كه مادهء اين همه حروف و كلمات مىشود و هريك معنىيى جدا مىدهد ، همچنين نفس رحمانى نيز بخارى لطيف است كه مادهء وجود كائنات مىشود و همچنانچه كثرت اين حروف در وحدت اين مادهء بخارى خلل نمىآرد ، كثرت اين كائنات نيز در وحدت اصلى اين نفس رحمانى خلل نتواند آورد و ليكن ببايد دانست كه اين مرتبه را بخار گفتن جهت تمثيل و تصوير معنى است نه آنكه در حقيقت بخار است كه بخار محيط بدان مىبايد كه هوا باشد تا صورت تحقق پذيرد و اين مرتبهء عمايى از اين كدورات جسمانى منزه است از براى همين فرموده كه : « ما فوقه هواء و ما تحته هواء » . اين بود معنى ظاهر اين حديث و آنچه به فهم همگنان نزديك تواند شد ، چه اين حديث مبارك را طبقات معانى ارجمند هست كه موقوف اصول بسيار است و ضيق وقت آبى است از بيان آن . « يك نكته از اين دفتر گفتيم و همين باشد » . و اللّه اعلم بالصواب و صلى اللّه على محمد و آله اجمعين تم .